لحظهاي در نقاشي از راه ميرسد که نقاش ميداند تابلويش به اتمام رسيده است! علت آن را نميداند ،
تنها به عجز ناگهانياش از خلق هر نوع تغييري در تابلو اعتراف ميکند!
تابلو و نقاش تنها زماني که ديگر کاري از دستشان برنميآيد ، يکديگر را ترک ميکنند!
.
زمانيکه تابلو ديگر چيزي براي بخشيدن به نقاش ندارد!
زمانيکه نقاش ديگر چيزي براي عطا کردن به تابلو ندارد!
.
زمانيکه تابلو ديگر چيزي براي بخشيدن به نقاش ندارد!
زمانيکه نقاش ديگر چيزي براي عطا کردن به تابلو ندارد!
.
برگرفته از كتاب هشت اثر كريستين بوبن

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر