
بيست و هشتم خرداد سال يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت، امروز روز جهاني بيابان زداييه.
دو سه روز ديگه هم بهار تموم ميشه، فصل بارون و شكوفه ... بهار امسال واقعا" لوس و بينمك بود، دريغ از يك بارون درست و حسابي !!! انگار خداهم در ادامه تحريمها عليه ايران ، اين ملت رو از الطاف بيكرانش محروم كرده .
جالبه. تو اين دنياي خراب شده، صداي بارونو رعد وبرق، بوي نم خاك تنها چيزائيه كه واقعا" ميتونند درون من چيزي به نام احساس ايجاد كنند. حس خوبه بودن...
مي دونم ، مي دونم ، خب كسايي هم هستن كه اصلا از بارون و هواي باروني خوششون نمياد . به قول خودشون مثه گربه مي مونن ، دنبال چتر ميگردن توي روزاي باروني ...!
شايد اينم بازي ذهنه آدماست . برميگرده به طبيعت درون هركي .... هر دوتاش خوبه
از مرحله پرت نشيم ، مي گم حالا كه يه روز جهاني براي بيابان زدايي تعيين شده چه خوبه همه جوره بيابان زدايي كنيم ، آخه من فكر مي كنم بغير از بيابون طبيعي خدا بيابونهاي ديگه ايي ام داريم مثل بيابون فرهنگي كه ساخته دست خودمونه ، بد نيست يه توجهي هم به اون بشه .
باور كنيد ما هنوز دربند بعضي از خلق و خوهاي بياباني هستيم ، خيلي سخته ، اما بايد قبول كنيم . بسياري از اين جلوه هاي سرشت بياباني هنوز مثل داغي بر پيشاني تمدن امروز ما نشسته است ، قصاص ، سنگسار ، اعدام در ملاء عام ، حجاب اجباري خانمها ، پذيرش ازدواج دختر بچه نه ساله ، قمه زدن در مراسم عزا داري ، سر بريدن گوسفند در مراسم عروسي ... .. . همه و همه نمودها و خصيصه بارز خشونت و روح بيابانيست و خيليهامون اين واقعيت رو قبول كرده ايم و بر باطل بودن اين عقايد مهر تائيد زده ايم. اما چند درصد از ما قبول كرده ايم كه اگه به آزادی بيان و عقيده ديگران احترام نذاريم و تحمل عقيده مخالف رو نداشته باشيم باز هم صاحب سرشتی بيابانی هستيم؟ ما هر كسي رو كه مثل ما فكر نمي كنه بلافاصله به دزد بودن ، كافر بودن ، خائن بودن و ... هر چي صفت بدي كه به ذهنمون مي رسه متهم مي كنيم بدون اينكه سند يا دليل قانع كننده ايي براي اين اتهام داشته باشيم . گاهي هم همه اين اتهامات رو به زبون مياريم و هر جايي كه شد عنوان مي كنيم و آبرو و شخصيت طرف مقابلمونو حسابي لگد مال مي كنيم . چه بسيار افرادي كه به خاطر داشتن فكر و عقيده ايي متفاوت از عقايد حاكم بر جامعه به كناري گذاشته شدند .
به نظر م جامعه ايي كه روح آزادي و آزادي خواهي رو درك نكرده باشه ، حقوق انساني و دموكراسي رو نپذيره ، نمي تونه جامعه ايي مترقي و متمدن باشه اگر چه در زيبا ترين شهرهاي دنيا ساكن باشه . اينگونه جوامع همچنان درگير روحيات و خلق و خوي بياباني هستند . در چنين جوامعي اگر حكومتي به قدرت حكومت هيتلر هم بيايد باز محكوم به شكست است..
ميگفت: "چترها را بايد بست، زير باران بايد رفت."
ميگفت: "چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد."
دو سه روز ديگه هم بهار تموم ميشه، فصل بارون و شكوفه ... بهار امسال واقعا" لوس و بينمك بود، دريغ از يك بارون درست و حسابي !!! انگار خداهم در ادامه تحريمها عليه ايران ، اين ملت رو از الطاف بيكرانش محروم كرده .
جالبه. تو اين دنياي خراب شده، صداي بارونو رعد وبرق، بوي نم خاك تنها چيزائيه كه واقعا" ميتونند درون من چيزي به نام احساس ايجاد كنند. حس خوبه بودن...
مي دونم ، مي دونم ، خب كسايي هم هستن كه اصلا از بارون و هواي باروني خوششون نمياد . به قول خودشون مثه گربه مي مونن ، دنبال چتر ميگردن توي روزاي باروني ...!
شايد اينم بازي ذهنه آدماست . برميگرده به طبيعت درون هركي .... هر دوتاش خوبه
از مرحله پرت نشيم ، مي گم حالا كه يه روز جهاني براي بيابان زدايي تعيين شده چه خوبه همه جوره بيابان زدايي كنيم ، آخه من فكر مي كنم بغير از بيابون طبيعي خدا بيابونهاي ديگه ايي ام داريم مثل بيابون فرهنگي كه ساخته دست خودمونه ، بد نيست يه توجهي هم به اون بشه .
باور كنيد ما هنوز دربند بعضي از خلق و خوهاي بياباني هستيم ، خيلي سخته ، اما بايد قبول كنيم . بسياري از اين جلوه هاي سرشت بياباني هنوز مثل داغي بر پيشاني تمدن امروز ما نشسته است ، قصاص ، سنگسار ، اعدام در ملاء عام ، حجاب اجباري خانمها ، پذيرش ازدواج دختر بچه نه ساله ، قمه زدن در مراسم عزا داري ، سر بريدن گوسفند در مراسم عروسي ... .. . همه و همه نمودها و خصيصه بارز خشونت و روح بيابانيست و خيليهامون اين واقعيت رو قبول كرده ايم و بر باطل بودن اين عقايد مهر تائيد زده ايم. اما چند درصد از ما قبول كرده ايم كه اگه به آزادی بيان و عقيده ديگران احترام نذاريم و تحمل عقيده مخالف رو نداشته باشيم باز هم صاحب سرشتی بيابانی هستيم؟ ما هر كسي رو كه مثل ما فكر نمي كنه بلافاصله به دزد بودن ، كافر بودن ، خائن بودن و ... هر چي صفت بدي كه به ذهنمون مي رسه متهم مي كنيم بدون اينكه سند يا دليل قانع كننده ايي براي اين اتهام داشته باشيم . گاهي هم همه اين اتهامات رو به زبون مياريم و هر جايي كه شد عنوان مي كنيم و آبرو و شخصيت طرف مقابلمونو حسابي لگد مال مي كنيم . چه بسيار افرادي كه به خاطر داشتن فكر و عقيده ايي متفاوت از عقايد حاكم بر جامعه به كناري گذاشته شدند .
به نظر م جامعه ايي كه روح آزادي و آزادي خواهي رو درك نكرده باشه ، حقوق انساني و دموكراسي رو نپذيره ، نمي تونه جامعه ايي مترقي و متمدن باشه اگر چه در زيبا ترين شهرهاي دنيا ساكن باشه . اينگونه جوامع همچنان درگير روحيات و خلق و خوي بياباني هستند . در چنين جوامعي اگر حكومتي به قدرت حكومت هيتلر هم بيايد باز محكوم به شكست است..
ميگفت: "چترها را بايد بست، زير باران بايد رفت."
ميگفت: "چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد."

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر