۱۳۸۷ مرداد ۱, سه‌شنبه

خوشبختي

.
خوشبختي شايد
داشتن لقمه نوني باشه واسه خوردن
داشتن همدمي واسه محبت کردن
داشتن فرزندي واسه دوست داشتن
داشتن پدر و مادري واسه عشق ورزيدن
داشتن ذوقي واسه شعر گفتن
خوشبختي شايد داشتن همه اينها با هم
يا شايد داشتن فقط يک دل خوش
البته نميدونم اون کسي که هيچکدوم از اينها رو نداره به چه مرتبه بالايي رسيده که دل خوش داره
يا من چقدر کوچک و دون مرتبه شدم که واسه خوش بودن دلم پيش خودم بايد کلي بهونه بيارم ...
.

۱۳۸۷ تیر ۲۹, شنبه

سبز سبز

.
خبر فوتش رو كه شنيدم ، بي اختيار اشكام اومد پائين

صداش تو گوشمه ، مي گفت :

" خونه هرچی که باشه، هرجا که باشه، باید سبز باشه. سبز و همیشه سبز. ... "

پ.ن .. دلم گرفته.... بدرود اي صاحب خانه سبز .
.

۱۳۸۷ تیر ۲۴, دوشنبه

اعتــــراف

.
مثله باز كردنه يه زخمه كهنه ... خاطره ها بدجوري اذيتم ميكنن ... گيجم ، اينو ديگه دارم كاملا حس ميكنم ،
براي همين ديگه نمي خوام بجنگم ... براي چي بجنگم ...
ميدونم كه در اشتباهم ... نمي دونم چرا اين راه رو انتخاب كردم ... پس من همين امشب
بعد از اينكه داروهامو سر وقت خوردم ، عادتمو ترك مي كنم ...
در اتاقمو از پشت قفل ميكنم .... سعي مي كنم عميقا نفس بكشم ...
چون ميدونم كه من همونم كه هنوز در اشتباهه ....
.

۱۳۸۷ تیر ۲۳, یکشنبه

قسمت

.
دارم دنبالت ميگردم
كجايي ؟
ببين ، ميخوام پيدات نكنم
مي خوام درموندگي رو تو عمق استخونام پيدا كنم
مي خوام برم تا آخر استيصال
بعد لا به لاي اونهمه درد و غم و غصه
دستامو بزنم زير بغلم ، سرمو بندازم پائين
با خودم بگم :
" قسمتِ يكي ديگه بودي " ...
خوش به حالش .
.

۱۳۸۷ تیر ۲۲, شنبه

Ring my bell



Ring my bell, ring my bells..
زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور
Ring my bell, ring my bells..
زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور
Ring my bell, ring my bells..
زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور
Ring my bell, ring my bells..
زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور
Sometimes you love her گاهي وقتا دوستش داري
Sometimes you don,t گاهي هم دوستش نداري
Sometimes you need it then you don,t and you let go..
گاهي وقتا بهش احتياج داري وقتي هم كه بهش احتياج نداري ميذاري و ميري
Sometimes we rush it گاهي به سمتش هجوم ميبريم
Sometimes we fall گاهي شكست مي خوريم
It doesn,t matter baby we can take it real slow.. عزيزم مهم نيست ما ميتونيم اونو واقعا آرام كنيم
Coz the way that we touch is something that we can,t deny
چرا كه شيوه ايي كه ما همديگرو لمس مي كنيم چيزي است كه نميتونيم انكارش كنيم
And the way that you move oh it makes me feel alive
و راهي كه تو حركت مي كني اه به من زندگي مي بخشه
Come on بيــــــــا
Ring my bell, ring my bells.. زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور
Ring my bell, ring my bells.. زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور


You try to hide it سعي ميكني مخفيش كني
I know you do ميدونم تو اين كارو مي كني


When are you ready? Need up come and get to احتياج داري بيايي وبدستش آوري كي آماده هستي؟
You move me closer تو به من تزديكتر مي شوي
I feel you breathe من نفس كشيدنت رو احساس مي كنم
It,s like the rose disappears when you around me oh وقتي تو نزديك من هستي اون شبيه باد ناپديد مي شود
Coz the way that we touch is something that we can,t deny oh yeah
چرا كه شيوه ايي كه ما همديگرو لمس مي كنيم چيزي است كه نميتونيم انكارش كنيم
And the way that you move oh you make me feel alive so
و راهي كه تو حركت مي كني آه به من زندگي مي بخشه
come on بيـــــــا
Ring my bell, ring my bells.. زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور


Ring my bell, ring my bells.. زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور


Ring my bell, ring my bells.. زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور


Ring my bell, ring my bells.. زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور


Say you want, say you need ميگم تو ميخواهي ميگم تو احتياج داري
I can do by your face know the way it turns me on ميتوانم از چهره ات بفهمم راهي كه منو خوشحال ميكنه
I say you want, I say you need ميگم تو ميخواهي ميگم تو احتياج داري
I will do all your things I would never do you wrong
همه چيز را برايت انجام ميدهم هرگز با تو بد رفتاري نمي كنم
Coz the way that we love is something that we can,t fight oh yeah
چرا كه به شيوه ايي كه ما همديگرو لمس مي كنيم چيزي است كه نميتونيم با اون بجنگيم
I just getting up oh you make me feel alive من از خواب بر ميخيزم آه تو به من زندگي مي بخشي
so come on پس بيــــــا
Ring my bell, ring my bells.. زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور


Ring my bell, ring my bells.. زنگهايم را به صدا در آور زنگم را به صدا در آور
I say you want, I say you need ميگم تو ميخواهي ميگم تو احتياج داري
I can tell by the way on the look on you're face i turn you on
میتونم با یه نگاه در صورتت عشق رو تو اون ببینم
I say you want, I say you need ميگم تو ميخواهي ميگم تو احتياج داري
if you have what it takes, we don't have to wait... let's get it on
اگه تو حاضری هر کاری برای من انجام بدی ( پس ) دیگه نیازی به صبر کردنمان نيست ، بیا تا با هم باشيم
Get it on! با هم باشيم
Uhhh
Ring my bell, ring my bells
Enrique Iglesias
.
.
پ.ن : چشمامو مي بندم .... بي رويا ...... مي ميرم

۱۳۸۷ تیر ۲۰, پنجشنبه

مثل زلال آب

.
وقتی که آدم نارو نميزنه ، خیانت نمی کنه ، وقتی که همين آدم خیانت رو دور می زنه و مياد می شينه صدمتر آنورتر، جايي كه همه چي زلاله ، صافه صاف ، چقدر چیزهای جدید برای فکر کردن پيدا مي كنه ، چقدر مدل نگرانياش عوض مي شه ، چقدر حضور آدم های جدید تو زندگيش متفاوت مي شه ، اونوقت مي فهمه هیجان یک چیز ديگس و آزادی یک مفهوم كاملا متفاوت ...
.

۱۳۸۷ تیر ۱۸, سه‌شنبه

يه روز خوب

.
هواي خوبه بهاري ، رودخونه هم پر آب ، يه تخت كهنه با قاليچه هاي كهنه تر ، دو تا استكان چاي ، خرما و نبات هم كنارش ،
بوي قليوني كه آرام كشيده مي شد و صداي خسته ساز نوازنده دوره گرد ...
زل زدي به يك جفت چشم روشن ... موهاي ريخته شده روي صورتش را كنار مي‌زند ..... كسي درونم آواز مي‌خوانَد...
.

۱۳۸۷ تیر ۱۶, یکشنبه

تصميم كبــــري

.
حالا ديگه نمي خواد كاري بكني ،
زحمت نكش
بي خيــــال ....
من كه از كسي انتظاري ندارم ... از هيچكس ، مخصوصا از تو
ديگه حتي نمي خوام دركم كني ... بفهمي منو ...
يه تصميمي گرفتم توپه توپ ، مثه تصميم كبــــري ...
" دارم مي شم همون آدم بده توي قصه ها "
خط خطي ... تلخ ... زبون نفهم ... بد جنس ... باور كن
اما نگران نباش ، خــــدا هواي هر دوتامونو داره .
.

۱۳۸۷ تیر ۱۱, سه‌شنبه

Individuality

.

.

.


نگــــــران نبـــــــاش كه متفـــــاوت باشـــــــي .





.



.پ.ن : من اما سعي نكردم متفاوت باشم ، دوست دارم خودم باشم .