۱۳۸۷ آذر ۶, چهارشنبه

برگها

.
.
قدم ميزدم ، حال مي داد ،
يه مطلبي تو ذهنم چرخيد ،
قبلا زندگي مي دادن ، حالا حال ...
"همه مثل همیم برگهائی که ماهها به ما زندگی دادن رو زیر پاهامون له می کنیم
و عاشقانه از صدای ناله شون لذتهای شاعرانه می بریم
همه مثل همیم"
.

۱۳۸۷ آذر ۲, شنبه

لحظه ها


.

لحظه هايي كه من دارم ..
مي پوسد چهار چوب اشياء ... مي بارد تنهايي از در و ديوار ...
لحظه هايي كه من دارم ..
صدايي نيست صميمي ... آواي هي هي چوپاني . .. نواي هاي هاي مادري ..
لحظه هايي كه من دارم ..
مرز افكار و عقايد دگرگون شده است ... نگاهم ديگرگون شده است ...
من به اندكي مرگ نياز دارم .

.....

۱۳۸۷ آبان ۲۶, یکشنبه

تنهايي و يگانگي

.
.
همیشه تفاوت بین تنهایی و یگانگی را به یاد داشته باش‌.
یگانگی قله‌ی تجربه است‌.
و تنهایی دره‌.
یگانگی نور به همراه دارد، شعله است‌
تنهایی ظلمت است و خفقان‌
تنهایی زمانی است که به دیگران نیازمندی‌;
یگانگی زمانی است که از وجود خود سرمست می‌شوی .‌
.
.

آرزوي ماه

.
.
آخرين باري كه آرزو كردم دوباره ماه را ببينم ، كي بود ؟
تو راهرو ايستاده بودم
توي يه دستم سيگار نيم سوخته ،
تو دسته ديگم دفترچه كوچك خاطرات (خاطرات كوچك)
هوا ابري بود ....

.
.

آموزش پرواز

.
.
پرواز هم كار ساده ايست ... حتي ساده تر از ترك سيگار ..
فقط مثل خيلي چيز هاي ديگه بايد ياد بگيري... مثل همه چيز...
فكرشو بكن ، به دو بال سفيد و قشنگ دوطرف بدنت زل بزني ...

تكونشون بدي و بعد بلند فرياد بزني :
"من گناهكار نيستم...
من اهل اينجا نيستم ..
من خودم هستم ...

متاسفانه انسانم " .
.
.

چي كاره ايي

.
.
.


زمین پر است از راهبه گان راه گم کرده که به دنبال فاحشه گان می دوند.
اینان آبروی زمینند.
به درک واصلشان می داری؟
.
.
.

هندسه ممنوع

.
دايره ...
مربع...
مثلث ...
دايره زندگي ...
مربع ذهن ...
مثلث عشق...
ساخته شده با خطوط قرمز ...
مرزهاي بسياري ساخته اند ...
بسياري مرزها ساخته ام ،
اطراف انديشه ...
.
.
.