۱۳۸۷ آبان ۲۶, یکشنبه

آرزوي ماه

.
.
آخرين باري كه آرزو كردم دوباره ماه را ببينم ، كي بود ؟
تو راهرو ايستاده بودم
توي يه دستم سيگار نيم سوخته ،
تو دسته ديگم دفترچه كوچك خاطرات (خاطرات كوچك)
هوا ابري بود ....

.
.

هیچ نظری موجود نیست: