۱۳۸۷ مهر ۲۹, دوشنبه

يك نفر آنجاست

.
هنوز يك نفر آنجاست...
از پشت پرده به انتهاي كوچه خلوت نگاهي مي كنم...
هنوز يك نفر آنجاست...
با دو چشم خيس و درشت ، مرا مي نگرد...
نگاهي از جنس
صبح ، سكوت ، ستاره ...
.

۱۳۸۷ مهر ۲۴, چهارشنبه

هست ونيست

.
.
هستي ولي نيستي ... نيستم ولي هستم .... !!!
شايدم برعكس!
.
.

سهم زندگي

.
.
زندگی هميشه منتظر است
که ما نيز منتظر زندگی باشيم
نه خيلی هم،
همين سهم تنفس کافی‌ست
قدرِ ترانه‌ای، تمام
طعمِ تکلمی، خلاص.
.
.

۱۳۸۷ مهر ۲۳, سه‌شنبه

سقوط

.
.
چه فرقي داره ؟
دنیایمون روآب مي بره ، ما رو هم خواب ...
آرزوهامون نم مي کشه ... ته مي كشه ...
چيزي كه بعد از اون مي بينيم تنها تلخي هست و بس ..
ملغمه ايي از خشم و عصبانيت و نگراني ...
ناتواني و تلخي ..
يه تلخي ريشه دار و عميق ... تلخي تلخ
سقوط هميشه سخته ... دردناكه ... خاصه اگه دسته جمعيش باشه ...
.
.



۱۳۸۷ مهر ۱۳, شنبه

پارادوكس

.
.
لبهايت كه ساكت ميشود ، ساكته ساكت ... مي دانم خيالت پر حرفه پر حرفه ...
پلك هايت كه كند مي شود ، كنده كند ... مي دانم ضربانت تنده تنده ...
نگاهت كه سنگين ..... روحت بي وزن تر از هر زمان ....
حس عجيبيست تو اين پارادوكس ...
حس عجيبيه ...
.
.