.
سلام غريبه ...
حواست هست ... هوا سرشار از گردوغبار نفس گير عشقه ...
ادامه بده ... تازه اول راهي ... كمي جلوتر متوجه خواهي شد كه گوشات ، چشمات ، همه و همه اعضاء و جوارحت عاشقند ..
كمي جلوتر حتما پيدايش ميكني ... خودت را ... هموني كه هميشه دنبالش بودي ... حتما بهش مي رسي ...
من كه ميدونم رسيدن پايان همه چيزه ... ولي نمي دونم رسيدم كه اينجوري تموم شدم يا الكي دارم دور دنياي كوچيك خودم ميگردم ...
.
.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

۱ نظر:
خواستم برای متن با تو هستم نظر بذارم هر جون مرگی که کندم نشد!!!
اینجا میگم: در اینجا انسان را بخاطر داشتن فکر و اندیشه ی آزاد محاکمه می کنند که این یادآور تفتیش عقاید قرون وسطائی است.
به قول شاملو عزیز حرف را باید گفت / درد را باید گفت...
من به شخصه یه حنجره فریادم
این روزا هم میگذره من با این امید زندم
این وضعیت عوض میشه حمید
عوض میشه میدونم...
ارسال یک نظر