۱۳۸۷ خرداد ۲۶, یکشنبه

حرف تازه

مي گن تمام تمركزت روي بديها و كاستي ها و نقاط تاريك و منفي زندگيه ، به جاي اين بيا روي خوبيها و شكر گذاري كردن و قوي تر كردن نقاط قوت و ... خلاصه نيمه پر ليوان متمركز شو .آخه اون اولي از آدم انرژي ميگيره، اما دومي براي آدم انرژي و خوشحالي توليد ميكنه.
راست ميگن ، حقيقته ، منم قبول دارم . اما اين نوشته هاي تلخ ريشه دارن تو اتفاقاتي كه پيرامونت رخ مي ده ، مسائلي كه بر خلاف ذات و انديشه تو هستن ، اتفاقهايي كه مثل خوره روح و جسمتو ذره ذره مي خورن تا تو يه آدم ديگه ايي بشي بر خلاف اون چيزي كه دوست داري ، نا خواسته يك شخصيت جديد پيدا مي كني ، اينجوري ميشه كه ديگه دائما تو خودت مي لولي ، روح ناراضي بودن تو وجودت شكل مي گيره ، و بايد براي خلاص شدن از دست اين درگيريهاي ذهن يه جوري اونا رو منعكس كني . حالا ديگه نوشته هات مثل ميوه های تازهء نوبرونه تازه و شاداب نيستن ٬ اونها تکرار کليشه ای شخصيت تو ميشن ، ميشيم مصداق اين ضرب المثل " از كوزه همان طراود كه در اوست "
.
ولي باز با اينهمه معتقدم كه بايد اميدوار بود ، روحيه رو حفظ كرد، خيلي چيزارو بايد فراموش كرد، بايد لبخند بزني به غمهات ، بايد از فرصتها استفاده كرد، زمان اون چيزيه كه كم داريم ، به قول معروف : " درلحظه زندگي نكنيم با لحظات زندگي كنيم. "
كه خـــــــــــداهست . خـــــــــــــداهست ....

۱ نظر:

ناشناس گفت...

سلام ...

موافقم . در لمحظه زندگی کردن لحظات رو از دست دادنه ...

گاهی وقتا امید باینکه شاید فردا روز بهتری باشه & زندگی رو قابل تحمل میکنه .